گفتمش : اما دل من می تپد ، گوش کن اينک صدای پای اوست !
گفت : ای افسوس ، در اين دام مرگ ، باز صيد تازه ای را می برند
اين صدای پای اوست ...!
گريه ای افتاد در من بی امان
در ميان اشک ها پرسيدمش :
خوش ترين لبخند چيست؟
شعله ای در چشم تاريکش شکفت ،
جوش خون در گونه اش آتش فشاند
گفت :
لبخندی که عشق سر بلند
وقت مردن بر لب مردان نشاند
من زجا بر خاستم
بوسيدمش...!
+نوشته شده در دوازدهم شهریور 1386ساعت14توسط نینا |
|
About
به نام نامی او... گذشت زمان همه چیز را کهنه و فرسوده میسازد و ذهن انسان را نسبت به گذشته ها پاک و پر نشاط میسازد اگر روزی گذشت زمان مرا از صفحه این روزگار محو گردانید لحظه ای بر این یادداشتها نظر کن و بگو که : انسان تنهایی بود که فراموش شد ....