در جایی اتراق خواهم داد خیال خود را در جایی که کسی تنهاست و جسم نیازمند را به سوی آسمان بی کران گسترده و دست های سبز و لطیف را به نیایش وا داشته. ای تداعی کننده ی روز مبادا خواهم فهمید تو را در شب های صاف و پر ستاره ی کویر . تنها و به دور از ریا . مونسی به سوی خود می خوانی و در آن حال صور خیال من همچو یک پرنده بال خواهد گشود به سوی فراخوان دور خلوت انتظار تو در پی باران تا صبح روشن کنار تو خواهم نشست.../.
بی مرگی از تو مردن است ... این معنی عشق من است!
+نوشته شده در نوزدهم مرداد 1386ساعت15توسط نینا |
|
About
به نام نامی او... گذشت زمان همه چیز را کهنه و فرسوده میسازد و ذهن انسان را نسبت به گذشته ها پاک و پر نشاط میسازد اگر روزی گذشت زمان مرا از صفحه این روزگار محو گردانید لحظه ای بر این یادداشتها نظر کن و بگو که : انسان تنهایی بود که فراموش شد ....