د ر دريچه اي از قلب تاريک من ...تو هستي د ر روشني چشمان هميشه تاريک من...تو هستي در طلوع نابهنگام شب هاي من....تو هستي د ر سپيد ه د م روز پس از فردا ي من...تو هستي در قطره ي نقره اي اشک چشم من ...تو هستي د ر نبود جسم خاکي و فاني من ...تو هستي د ر آخرين نوشته ي شعر تنهايي من ..تو هستي تو کيستي که درمن هستي؟؟؟
+نوشته شده در بیست و پنجم تیر 1386ساعت0توسط نینا |
|
About
به نام نامی او... گذشت زمان همه چیز را کهنه و فرسوده میسازد و ذهن انسان را نسبت به گذشته ها پاک و پر نشاط میسازد اگر روزی گذشت زمان مرا از صفحه این روزگار محو گردانید لحظه ای بر این یادداشتها نظر کن و بگو که : انسان تنهایی بود که فراموش شد ....